مشاهده خسارت وارده

اگر خسارتي از طرف مستاجر به مورد اجاره وارد مي گرديد و خرابي به بار مي آورد مي بايستي مورد مشاهده مامور اجرا قرار مي گرفت و موارد آن مشروحا” اعلام مي گرديد و يا لااقل شخص موجر يا نماينده قانوني آن را به مامور تذكر مي داد.

به تاريخ : ۱۳۷۴/۱۰/۱۱

دادنامه : ۱۳۸۳

مرجع رسيدگي : شعبه پنجم دادگاه عمومي تهران.

مشاهده خسارت وارده :

راي دادگاه :

درخصوص دادخواست آقاي (م) به طرفيت آقاي (ص) به خواسته مطالبه مبلغ ۲/۴۰۰/۰۰۰ ريال بابت خسارت وارده به ساختمان كه خواهان مدعي است خوانده كه قبلا” سمتاجر وي بوده به هنگام تخليه خسارت زيادي ساختمان مورد اجاره اش وارد كرده كه حسب صورت جلسه تامين دليل و نظريه كارشناس در پرونده تامين دليل به ميزان خواسته خسارت وارده كرده است كه دادگاه با عنايت به اجاره نامه وصورت جلسه مورخ ۱۳۶۸/۰۸/۱۵ كه آپارتمان تحويل مستاجر گرديده.

صورت مجلس تخليه نظريه كارشناس، صورت جلسه تامين دليل و اينكه خوانده دفاع موجهي نكرده و كارشناس نهايتا” ميزان خسارت وارده به ساختمان را كه ناشي از عمل مستاجره بوده دو ميليون ريال تعلين كرده كه اعتراض موجبي از ناحيه طرفين به نظريه كارشناس به عمل نيامده.

لذا دعوي خواهان تا حدود نظريه كارشناس محمول بر صحت تشخيص و خوانده به پرداخت مبلغ دو ميليون ريال در حق خواهان محكوم مي گردد و زايد بر مبلغ مذكور دعوي خواهان محكوم به رد است راي صادره ظرف مهلت مقرر قانوني در دادگاههاي تجديد نظر استان قابل رسيدگي تجديدنظري است.

در رابطه با راي فوق الذكر:

تاريخ : ۱۳۷۴/۱۱/۰۳

شماره دادنامه : ۱۵۸۳

مرجع رسيدگي : شعبه پنجم دادگاه عمومي تهران

مشاهده خسارت وارده :

راي دادگاه :

در خصوص درخواست خواهان آقاي (م) دائر به احتساب خسارت دادرسي كلاسه با عنايت به اينكه در پرونده مذكور دادنامه شماره ۷۴/۱۳۸۳ به نفع خواهان صادر شده عليهدا مستندا” به ماده ۷۱۳ قانون آئين دادرسي مدني خوانده آقاي (ص) پرداخت مبلغ ۱۲۷۵۰۰ ريال بابت هزينه دادرسي و دستمزد كارشناس در حق خواهان محكوم مي گردد.

راي دادگاه تجديدنظر در تجديدنظرخواهي از راي فوق الذكر :

شماره دادنامه : ۳۳۳

تاريخ : ۱۳۷۵/۰۳/۱۲

مرجع رسيدگي : شعبه ۱۱ دادگاه تجديدنظر دادگستري استان تهران.

مشاهده خسارت وارده :
راي دادگاه :
تجديدنظرخواهي آقاي (ح) به وكالت از تجديدنظرخواه نسبت به دادنامه شماره ۱۳۸۳-۱۳۷۴/۱۰/۱۱ صادره از شعبه ۵ دادگاه عمومي تهران وارد و موجه به نظر مي رسد، زيرا جسب مندرجات صورتجلسه اجرائيه مامور اجراي ثبت در تاريخ ۱۳۷۱/۰۶/۰۱ كه محض به امضاء موجر (تجديدنظر خوانده) بوده عين مستاجره موصوف در غياب تجديدنظرخواه به تجديدنظرخوانده تحويل گرديده و مشارالهي صريحا” در ذيل صورت جلسه مذكور مرقوم داشته كه مورد اجاره صحيح و سالم تحويل گرديده هيچگونه شكايتي ندارد، از آنجائيكه تجديدنظرخواه منجزا” اقرار كرده كه عين مستاجره را صحيح و سالم تحويل گرفته و هيچگونه شكايتي ندارد.
بنابراين طرح دعوي وي عليه تجديدنظرخواه جهت مطالبه خسارت وارده به مورد اجاره وجاهت قانوني ندارد زيرا اگر خسارتي از طرف مستاجر به مورد اجاره وارد مي گرديد و خرابي به بار مي آورد مي بايستي مورد مشاهده مامور اجرا قرار مي گرفت و موارد آن مشروحا” اعلام مي گرديد و يا لااقل شخص موجر يا نماينده قانوني آن را به مامور تذكر مي داد و نامبرده آن را در صورتجلسه قيد مي كرد و خرابيهاي حاصله منتسب به عمل تجديدنظرخواه نيست و منكر چنين خسارتي است لذا با عنايت به مراتب فوق دادنامه تجديد نظرخواسته برخلاف اصول و كيفياتي است كه در پرونده امر اصدار يافته و با نقض آن دعوي خواهان غير وارد تشخيص ومحكوم به بطلان است. راي صادره به استناد بند ۲ از ماده ۲۲ قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلابي منصوب ۱۳۷۳/۰۴/۱۵ مجلس شورا قطعي است.
مرجع : كتاب صلح و اجاره و احكام راجع به آنها ، تاليف يداله بازگير.
چاپ اول ، سال ۱۳۷۹ ، چاپ گيتي ، انتشارات فردوسي.