مردود بودن دعوی رفع ید

دعوي رفع يد مستاجر فاقد حق انتقال منافع مورد اجاره به غير بطرفيت منتقل اليه مردود است.

شماره دادنامه : ۷۷   تاريخ : ۱۳۷۳/۱۱/۲۷   پرونده كلاسه : ۷۳/۷۹-۲/ت

مرجع رسيدگي : شعبه دوم دادگاه تجديدنظراستان كردستان.

تجديدنظرخواسته : دادنامه شماره ۱۳۲۱-۱۳۷۳/۰۸/۱۴ صادره در پرونده ۱۳۷۳/۰۱/۱۸ شعبه دوم دادگاه ۲ سقز حقوقي.

خلاصه جريان پرونده : آقاي …در تاريخ ۱۳۷۴/۰۱/۱۸ دادخواستي عليه آقايان خواندگان از يك باب دكان در سراي خليفه زاده ذكر كرده و به سند عادي اجاره مورخ ۱۳۶۱/۰۱/۰۱ تنظيم شده بين خودش و خانواده … و سند عادي مورخ ۱۳۶۴/۱۱/۱۷ استناد نموده و توضيح داده است برابر اجاره نامه، مستاجر دكان محسوب مي شود در سال ۱۳۶۴ برابر قرارداد دکان را به مدت پنج سال به خواندگان واگذار كرده است. اينك مدت سپري شده اما خواندگان حاضر نيستند دكان را به او مسترد نمايند.

سند اجاره حاكي از آن است كه دكان درسال ۱۳۶۱ بمدت يكسال به خواهان اجاره داده شده و در آن شرط شده كه او حق واگذاري مورد اجاره بغير ندارد. قرارداد مورخ ۱۳۶۴/۱۱/۱۷ حاكي از آن است كه خواهان برخلاف شرط  مذكور دكان را در قبال دريافت دويست و بيست هزار تومان به خواندگان اجاره داد و مقرر بوده خواندگان در مدت پنج سال ماهيانه چهار هزار تومان اجاره به خواهان بپردازند و بعد از مدت مذكورحق تجديد اجاره با خواندگان باشد و شرط شده كه اگر آقاي …. خواندگان را در مدت پنج سال مذكور از دکان بيرون كند، خواهان پاسخگوئي آنها باشد.

خواندگان در پاسخ اظهار داشته اند مدت اجاره خواهان سپري شده و حق كسب و پيشه و سرقفلي خود را هم به آنها فروخته است و مطابق قرارداد حق تجديد اجاره با آنان است و به جهات مذكور تقاضاي رد دعوي خواهان را كرده اند.

دادگاه حقوقي دو سقز كه مرجع رسيدگي به دعوي بوده با اين استدلال كه چون سابقا دعوي تخليه يد كه خانواده …. عليه بعلت واگذاري بغير مطرح كرده بودند، بموجب دادنامه شماره ۱۷۵۹-۱۳۶۱/۱۰/۰۶ همان دادگاه رد شده، لذا رابطه استيجاري بين …. و خواهان باقي است يد خواندگان را در دكان مذكور غاصبانه تشخيص داده و ضمن صدور حكم بر الغا قرارداد، آنها را به رفع يد از دكان در قبال دريافت دويست و بيست هزار تومان محكوم نموده است .

و خواندگان تجديدنظرخواهي كرده اند و گفته اند كه راي برخلاف شرع و قانون است و خواهان در پاسخ به تجديدنظرخواهي، تقاضاي تاييد راي بدوي را كرده است .

در اين دادگاه پس از وصول و ارجاع پرونده به اين شعبه و ثبت آن به كلاسه فوق اينك در وقت فوق العاده شعبه دوم دادگاه تجديدنظر استان كردستان تشكيل است. پس از قرائت گزارش و بررسي اوراق پرونده و مشاوره ختم دادرسي را اعلام و بشرح آتي مبادرت بصدور راي مي نمايد.

مردود بودن دعوی رفع ید :
“راي دادگاه “
دادنامه تجديدنظرخواسته خلاف قانون و مخدوش است زيرا :
اولا : باتوجه به اينكه تجديدنظرخوانده دكان را واگذار كرده (قطع نظر از اينكه چنين حقي نداشته) حسب راي وحدت رويه شماره ۹-۱۳۵۵/۰۳/۱۰ و ماده ۱۰ قانون روابط موجر و مستاجر مصوب ۱۳۵۶، بين او و خانواده …..رابطه استيجاري باقي نمانده است .
ثانيا : ماده ۱۴ قانون ياد شده كه دادگاه به آن استناد كرده است، افاده چنان معنائي نمي كند.
ثالثا : دادنامه تجديدنظرخواسته بر دادنامه شماره ۱۷۵۹-۱۳۷۱/۱۰/۰۱ همان دادگاه استوار است . و با توجه به واگذاري بغير آشكار است كه آن دادنامه هم صحيح نبوده است .
رابعا : قرارداد تنظيم شده بين طرفين، مطابق ماده ۱۰ قانون مدني، نسبت به آنان معتبر است و دادگاه محترم بدوي بدون ذكرجهت و دليل، آن قرارداد را ملغي نموده است و با وجود اعتبار آن قرارداد، غاصب خواندن تجديدنظرخواهانها توجيه صحيح ندارد.
بنابراين دادنامه تجديدنظرخواسته نقض مي گردد و به جهات مذكورحكم بر بيحقي خواهان بدوي (تجديدنظرخوانده) صادر مي گردد. اين راي قطعي و غيرقابل تجديدنظر است .
رئيس دادگاه : بختياري مستشار دادگاه : فائز.
مرجع : كتاب نمونه آرا محاكم دادگستري ايران صفحه ۵-۶
۱- دادگاههاي تجديدنظر استان.
گردآورنده : عبدالرحمن رسولي انتشارات سمن سال ۱۳۷۵