خانه  //  آراء  //  آراء شورایعالی ثبت  //  شورای عالی ثبت  //  ذكراوصاف متصالح درسندمالكيت بدون تحقق شرائط وقف ،مانع معامله متصالح نخواهدبودولي چنانچه سندمالكيت بعنوان وقف صادرشده باشد مرجع رسيدگي به اختلاف ،دادگاه صلاحيتداراست

ذكراوصاف متصالح درسندمالكيت بدون تحقق شرائط وقف ،مانع معامله متصالح نخواهدبودولي چنانچه سندمالكيت بعنوان وقف صادرشده باشد مرجع رسيدگي به اختلاف ،دادگاه صلاحيتداراست
راي شماره : 309 - 13/04/1342

راي شوراي عالي ثبت
قريه اي كه داراي يك پلاك ويك حدودبودازطرف نماينده اداره املاك بادوپلاك ودردوقسمت بادواسم مختلف (يكي اسم اصلي قريه وديگري اسم ديگر) تقاضاي ثبت شدوسندمالكيت صادرگرديدبعدامتولي وقت قريه كه مطلع از چگونگي تقاضاي ثبت وصدورسندمالكيت به شرح مذكورنبودعرضحال استرداد قريه رباذكراسم اصلي آن دادكه طبعاحكم استردادازدادگاه املاك بعنوان اسم اصلي قريه صادرشدودرنتيجه باتوجه به سوابق ،آن قسمت كه تحت اسم ديگر به ثبت رسيده بودازشمول حكم دادگاه بيرون ماندكه حسب قاعده بايدبارديگر به دادگاه مراجعه وعرضحال استردادجديدداده ميشد،لكن متوفي فعلي موقوفه (قريه )راسابااداره املاك مذاكره كرده وباقي مانده ازطريق تنظيم سندصلح محاباتي بوي ردشدودرسندصلح ،عنوان متصالح چنين است :"آقاي ...متولي موقوفات اولادي مرحوم ..."درسندمصالحه چنين تصريح شده كه موردصلح ازقريه مذكورجداشده است .
سپس متصالح تقاضاي صدورسندمالكيت موردصلح راكردوصادروتسليم شد.درستون نام ونام خانوادگي مالك ،وصف (متولي موقوفات اولادي مرحوم ...)براي مالك ذكرشدوهم چنين درمقابل ستون گيرنده سند.بعداثالثي كه خودراجزموقوف عليهم ميدانست شكايت كردكه متصالح كه موردمصالحه را بعنوان موقوفه استردادكرده وسندمالكيت گرفته قصدانجام دادن معاملاتي رابه نفع خودداردوتقاضاي رسيدگي وجلوگيري كردثبت مربوطه معتقدبودسند مالكيتي كه صادرشده است بنام وقف است وبه استنادآن نمي توان ملك موضوع آن سندرابه غيرعنوان وقف موردمعامله قراردادلكن متصالح دعوي ملك ميكرد وسابقه وقف رانفي نمود.
راي كزرح 13/4/42شورا:
"ذكراوصاف متصالح درسندمالكيت بدون تحقق شرائط وقف ،مانع معامله متصالح نخواهدبودولي چنانچه سندمالكيت بعنوان وقف صادرشده باشدمرجع رسيدگي به اختلاف ،دادگاه صلاحيتداراست ".

* سابقه *

نكات توضيحي :
اول - قرائن ذيل رويهمرفته اماره قضائي قوي بر وقف است :
الف - مراجعه متولي وقت قريه به دادگاه املاك براي استردادقريه بعنوان متولي .
ب - ذكرعبارت "آقاي ...متولي موقوفات اولادي مرحوم ..."كه هرچند بعنوان وصف متصالح درسندصلح (ودرسندمالكيت )قيدشده است ولي ذكرآن ، لغونيست ومحمول بغرض درستي است كه آن غرض جزموقوفه بودن موردصلح چيز ديگري نمي تواندباشد.
علاوه براين ضابطه اي است مسلم نزددانشمندان علم اصول كه گفته اند: "تعليق حكم بروصف ،مشعربرعليت است "ودرمانحن فيه عقدصلح ونقل وانتقال موردصلح به متصالح باوصف اوبستگي وربط وعلاقه پيداكرده است ناگزير وصف مذكوربايدعلت صلح مزبوروموثردرآن بوده باشديعني هرگاه وقف نبود صلح نمي شد.نتيجه آنكه نظرثبت مربوطه براينكه ازسندمالكيتي ك طبق سند صلح صادرشده نمي توان بنفع غيروقف استفاده كرددرست است .
نتيجه - جمله اول راي شورادرنفي وقف درمانحن فيه موثرنيست وحق بودكه به ترتيب بالااحرازوقف ميشد.
دوم - باوجوداحرازوقف بشرح بالاجمله دوم راي شوراهم كه درصدورسند مالكيت بعنوان وقف اظهارنظرترديدكرده قابل بحث است مضافابراينكه اگرسندمالكيت بعنوان وقف صادرشده باشداختلافي نمي ماندتابه دادگاه مراجعه شود.به فرض اينكه نظراين باشدكه باوضع موجود،احرازوقف ياملك موكول به اظهارنظرقضائي است بايدگفته ميشدكه موردمحتاج به اظهارنظر قضائي است وبدون رسيدگي دادگاه اقدامي ميسرنيست .
سوم -اگرجمله (متولي موقوفات اولادي مرحوم ...)بطوري كه دارنده سندمالكيت اظهارميكندحشوولغوباشدبايدطرفين عقدصلح وسردفترتنظيم - كننده سندصلح مرتكب لغودرتنظيم وامضاسندشده باشندوحال اينكه يكي از روش هاي اساسي درتفسيرعقوددردادگاههاومراجع ديگراين است كه مهماامكن ازحمل كلام متعاقدين برحشوولغوخودداري شودوكلمات وعبارات عقود(كه قانون متعاقدين است )به محمل صحيح حمل شود.
چهارم -اشكال اينكه ملك موردصلح بعنوان ملك ،منتقل به متصالح شده است وبعداهم وقفي صورت نگرفته است وادعااينكه قبل ازصلح ،عقدوقف ، طاري برموردصلح بوده است نيزشنيده نمي شودودليلي نداردهمگي تحت الشعاع اقرارمتصالح به وقف ،واقع ميشوندچه امضامتصالح درذيل صلحنامه اي كه به مساله وقف درآن اشاره شده است برترين دليل بروقف بودن موردصلح ميتواند باشدومقرماخوذبه اقرارخويش است .
مرجع :آراشورايعالي ثبت

ارتباط با ما

:
:
:
: 15 + 9 =